![]() |
![]() |
|
|
ستار
آقای حسن ستارپور در بیست و هشتم آبان ماه سال 132۸ شمسی در تهران متولد شد . وی از همان دوران کودکی چالاک و خوش قریحه بود.در آن روزگار در محله شهباز تهران زندگی میکرد. به زمینههای مختلف ورزشی و هنری بسیارعلاقه مند بود و خصوصا به فوتبال علاقه زیادی داشت و در تیمهای فوتبال بازی میکرد حتی بعدها در جوانی و میانسالی نیز علاقمند و پیگیر فوتبال بود و حتی کاپیتان تیم فوتبال هنرمندان نیز گردید.در زمینههای هنری نیز همچون ورزش بسیار فعال بود. ستار تحصیلات خود را در دبستان و دبیرستان اقبال به اتمام رساند سپس در رشته اقتصاد بین المللی از مدرسه عالی بازرگانی موفق به اخذ مدرک لیسانس شد.(به گفته خودش 5واحد درسیاش باقی ماند و نتوانست مدرک لیسانس را اخذ کند.) استعداد ذاتی ستار صدای دلنشین و تسلط و مهارت او در موسیقی سنتی و پاپ ایرانی به او کمک کرد و او را به یکی از محبوبترین چهرههای تاریخ موسیقی ایران تبدبل نمود. شهرت و محبوبیت ستار در سن 22 سالگی با خواندن ترانهی خانه به دوش که بر اساس سریال خانه به دوش( مراد برقی ) به کارگردانی و بازیگری پرویز کاردان بود آغاز گشت و آن چنان اوج گرفت که نام او را برای همیشه در تاریخ موسیقی ایران جاودانه کرد. ستار از خوانندگان معروف بسیاری از برنامههای رادیویی و تلویزیونی شد و جز خوانندگان خانوادهی سلطنتی ایران گشت. وی بیش از 2۷0 آهنگ و ترانه اجرا نموده است که بسیاری از آنها در زمرهی آثار ماندگار موسیقی ایران است به عنوان مثال میتوان به ترانههای گل سنگم،شازده خانم،همسفر،گل پونه و صدای بارون اشاره کرد. یکی از افتخارات زندگی هنری ستار این است که از بخش روابط عمومی انستیتوی بین المللی عالیه (IFSI) شاخه مطالعات معاصر به پاس تلاش و هنرمندی در عرصه موسیقی به خصوص موسیقی ایران موفق به دریافت دکترای افتخاری رشته موسیقی شد . زندگی خصوصی ستاردوبرادر و دو خواهر دارد. برادر بزگتر او یک پسر،خودش یک دختر و برادر کوچکش دوپسر و یک دختر دارد. خواهر بزرگ او ازدواج نکرده و خواهر کوچکش دو دختر دارد. ستار در سال 1978 میلادی به ایالات متحده ی امریکا مهاجرت کرد و در لس آنجلس ساکن شد. سپس با خانمی که دو دختر5و8ساله( شینا و شیدا) داشت ازدواج کرد و پس از مدتی ستار پدر دختر دیگری به نام شیلا گشت . ستار، ستاره بزرگ و درخشان موسیقی ایرانی همچنان دلنشین می خواند و با هنرمندی کم نظیرش جلا دهنده دل طرفداران دهها میلیونی خویش است . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 10:21 توسط somy |
|
|
مهستی
شروع خوانندگی در سال ۲۰۰۵ میلادی، آکادمی جهانی هنر،ادبیات و رسانه در لس آنجلس از وی برای بیش از چهل سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آورد. با گروه کثیری از ترانهسازان ایرانی در سبکهای گوناگون از پرویز یاحقی و علی تجویدی و اسدالله ملک گرفته تا انوشیروان روحانی، صادق نجوکی، محمد حیدری و منوچهر چشمآذرو با ترانه سرایانی چون بیژن ترقی، تورج نگهبان، لیلا کسری(هدیه),هما میرافشار,همایون هشیارنژاد و ژاکلین همکاری داشت. بیشتر کارهای او در حدود شصت اثر ازجهانبخش پازوکی است.در اواخر و آلبوم آخر (از خدا خواسته) نیز شادمهر عقیلی عهدهدار موسیقی و تنظیم کار با ترانههایی سروده مریم حیدرزاده بودهاست. از وی بیش از ۳۵ آلبوم برجای ماندهاست.
زندگی خصوصی دوران بیماری مرگ مهستی |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 9:41 توسط somy |
|
![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 10:14 توسط somy |
|
|
شهیار قنبری
در 6 مرداد ماه سال 1329 در تهران متولد شد . پدرش حمید قنبری هنر پیشه تئاتر ، خواننده و دوبلر معروف صدای جری لوئیس بود. شروع کار: شهیار قنبری ترانه سرایی را از پانزده سالگی آغاز کرده است. وی در دهه 60 به انگلیس سفر کرده ودر سال 1968 در گروهای موسیقی پاپ شرکت می کند.در تظاهرات اعتراض به جنگ ویتنام ، سال 1968 در لندن شرکت کرده و از آن پس بی تردید ترانه سرایی را بر می گزیند. پس از بازگشت به ایران کارش را با نوشتن برای هفته نامه های مختلف و خبرنگاری آغاز کرد و در عین حال برای رادیو تهران برنامه ی آوای موسیقی پیرامون rock and roll وpop تهیه کرد. فعالیت وی در تلویزیون با گویندگی و ترانه نویسی برای برنامه ی تلویزیونی زنگوله ها (کشف صداهای تازه در تلویزیون) در کنار شادروان واروژان ، پرویز اتابکی ، بابک افشار ، اسفندیار منفردزاده ، ایرج جنتی عطایی ، تورج نگهبان و منوچهرسخایی تهیه کننده ی آن برنامه آغاز شد. ترانه سرایی: شروع فعالیت ترانه سرایی او در سال ١٣٤٨یعنی در هجده سالگی با ترانه ی ستاره آی ستاره و دیگه اشکم واسه من ناز می کنه با صدای گوگوش در استودیو طنین بود.در نوزده سالگی فعالیتش را گسترش داد و ترانه های بسیاری را برای گوگوش داریوش، ابی ، فرهاد و خواننده های مشهور آن زمان سرود که قصه ی دو ماهی ، بوی خوب گندم ، مرد تنها، قصه بره وگرگ، حرف ، نفس،هجرت، جمعه، هفته خاکستری،نياز، سقوط ، هميشه غايب، نفرين نامه،نجواها،آوار و اگه بمونی از آن جمله اند.شهیار در ایران پیش از انقلاب نخستین مجموعه شعر خوانی خود به نام "یک دهان آواز سرخ " را منتشر کرد. فعالیت سینمایی و تئاتر: شهیار در کودکی در فیلم چهره آشنا به همراه پدر ظاهر می شود و پس از آن در سال ١٣٥٥ در فیلم خانه خراب ساخته ی نصرت کریمی و پس از آن در فیلم شام آخر ساخته ی خود شاعر به همراه مرحوم فنی زاده ایفای نقش کرد.او در آن سال ها دو نمایش نامه به نام های برادران علمی و غزلنمایش نیز نوشت . پس از آن به همراه سیمین بهبهانی ، فریدون مشیری ، یدالله رویایی و عماد خراسانی به عضویت شورای ترانه های روز ایران در آمد.در اواخر دهه ی پنجاه فیلم موزیکال پاییز، ایستگاه آخر را با بازی مرحوم پرویز فنی زاده و ایرن نویسندگی و کارگردانی کرد که پخش آن با شروع انقلاب میسر نشد پس از انقلاب: شهیار در سال 1359 پس از پیروزی انقلاب به فرانسه مهاجرت کرد و در طی این مدت فعالیت خود را ادامه داد.سالها بعد در فرانسه دومین آلبوم خود که در ایران ضبط شده بود به نام "پیشمرگانه ها " یا "اگر همه شاعر بودند " را منتشر کرد و پس از آن " صدای درخت بی زمین ". غربت مکانی می شود برای اوج این نازنین و واژه پشت واژه سبز می شود و کارنامه ای رقم می خورد که می توان سالها به آن بالید. شهیار پس از سالها اقامت در فرانسه در دهه ی 90 به شهر فرشتگان LA در آمریکا می رود تا غزل نمایش " نون و پنیر و سبزی " را در کنسرت ابی و داریوش به صحنه ببرد.کاری متفاوت با بازی تنها فرزندش " لرکا " . انتشار آلبوم " قد غن " در اوایل همین دهه روی می دهد. سپس دو مچموعه به نام های "شناسنا مه 1 " و "شناسنا مه 2 " که مجمو عه ای است از تمام ترانه های نوشته شده توسط شهیار با صدای گوگوش به همراه مروری بر سالهای دور ترانه با کلام شهیار و سپس " سفرنامه" منتشر می شود.مجموعه ای متفاوت و زیبا. پس از چند سال کاری دیگر به نام "برهنگی" انتشار می یابد . یک روز پس از فاجعه ی 11 سپتامبر در نیویورک "دوستت دارم ها" را به قربانیان پیشکش می کند و پس از آن یک مجموعه ترانه خوانی به نام " Rewind Me in Paris " که این مجموعه ،همه ی وجود این نازنین را در سال ها تلاش بی وقفه ، به ترانه خانه پیشکش می کند. مجمو عه ای بی نظیر به زبان های انگلیسی و فرانسه.لازم به ذکر است که آخرین کار مشترک شهیار و گوگوش آلبوم مانیفست است که این آلبوم با استقبال گسترده ی مردم می رود که شروعی باشد بر تحول موسیقی و ترانه در سال های غربت.در این آلبوم 8 ترانه از شهیار با صدای جاودان گوگوش وجود دارد که مورد توجه دوستداران گوگوش و شهیار قرار گرفته است. شهیار قنبری به زبان فرانسه مسلط است و در دو آلبوم اخیر خود نیز ترانههایی به زبانهای انگلیسی و فرانسه اجرا کرده است و تا کنون سی و هفت سال است که در عرصه ی ترانه سرایی فعالیت می کند و به نقل از وی: هنوز و همچنان،شعر خوردن،شعر نوشیدن،شعر بويیدن، شعرگريستن، شعر خنديدن، شعر خوابيدن و شعر نفس کشيدن،تنها کسب و کار من است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 16:19 توسط somy |
|
|
يک بعدازظهر تابستاني در پشت صحنه فيلم «بي پولي» ساخته «حميد نعمت الله» «حميد نعمت الله» که در فيلم هاي
«ضيافت» و «مرسدس» دستيار مسعود کيميايي بوده و با ايرج قادري در فيلم «مي خواهم
زنده بمانم» همکاري کرده است شهريور 81 اولين فيلم بلند سينمايي اش به نام «بوتيک»
را با فيلمنامه يي نوشته خودش و با حضور بازيگراني چون محمدرضا گلزار، گلشيفته
فراهاني، حامد بهداد، رضا رويگري، افسانه چهره آزاد و تعداد زيادي از بازيگراني که
تا پيش از آن هيچ نقطه درخشاني در پرونده کاري شان نداشتند جلوي دوربين برد؛
«گلزار» که به جز قيافه خوبش به بي استعدادي شهره بود در اين فيلم با چهره سرد و
آشفته اش درخشيد. گلشيفته فراهاني 17ساله که «درخت گلابي» را بازي کرده بود با
«بوتيک» ستاره نوجوان سينما و محبوب نسل سومي ها شد. اشاره به دفتر مي کند؛ پاشو روزا بيا
اينجا... اينجا من دارم با اين بابا(دولتشاهي) بعد اينکه مغازه تو ايران زمينو از
دستم درآوردن اينجارو با هم اجاره کرديم، جواب نداد. اما زد صاحابش مرد. ديگه ما
اجارش از گردنمون باز شد. نقد بدن مفت دست ماس. بيا اينجا تلپ شو کسي آمارتو
نگيره، تو بيکاري مي خواي کسي نفهمه، منم هم بيکارم هم يه ذره خلاف مي کنم مي خوام
کسي نفهمه... آدم بي پول عين آدم عملي مي مونه... فرق نداره... جفتشون دستشون رو
بشه رسوان، رسوايي هم که رسوائيه... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 12:5 توسط somy |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
| پیوندها |
|
نفیس بی خداحافظ زیر درخت انجیر |
|
RSS
|